سلام خیلی وقته نیومدم... کارهای جوجه خانوم و در کنارش خونه تکونی وقتی برای اینجا اومدن واسم نذاشته...در زمان حاضر جوجه من شانزده ماه و پنج روزه اس، حسابی شیطون و دلبر شده... یه سری از کارهاش رو تو دفترش نوشتم دوست دارم اینجا هم یادگار بمونه..
از سیزده ماه و هفده روزگی وقتی صداش میکنم میگه بلاز سیزده ماه و بیست روزگی بهش میگم مامان رو بغل کن میاد سرش رو میذاره روی شونم❤️عاشق حموم رفتنه و وقتی میگم بیا بریم حموم میره میشینه جلوی در حموم و شلوارش رو درمیاره و تند تند میگه حموم حموماعضای بدنش رو
برچسب:
نویسنده: سپیده رضوانی
سلام من بعد از مدت ها برگشتم... گوشیم خراب شده بود و تازه درست شده...خب روزهای به سر و کله زدن با جوجه خانوم میگذره که حسابی شیطون شده، تازگی یاد گرفته میره روی مبل کنار کنسول بعد روی دسته مبل می ایسته تا وسایل روی کنسول رو ببینه یا کشو رو باز کنه...
وقتی میخواد کسی رو دعوا کنه اول اسمش یه ای میگه مثلا ای مامان مامانواکسنش رو که زدن انگشتش رو جلوی صورتش تکون میداد به خانومه میگفت ای عمه عمهوقتی بهش چای میدیم میگه دند توشیعنی توش قند بندازیدالبته خیلی کم بهش چای میدم، دوست ندارم زیاد چای بخوره
برچسب:
نویسنده: سپیده رضوانی